
مطالب منتشره در خصوص احمدالحسن الیمانی
این سایت به نقد و بررسی فرقه یمانی می پردازد که در عراق ظهور کرده و سرکرده آن مدعی فرزندی امام عصر(عج) میباشد.
در کشور ما نیز طرفدارانی هرچند اندک دارند...
روشنگری دراین خصوص هدف ماست.
با دادن نظر زیر مطالب از ما حمایت کنید.
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
:
- لینک گروه چت مذهبی تلگرام مختلط
- دانلود و معرفی کتاب « نبرد ۱ » مناظره با اتباع احمدالحسن
- قانون اساسی فرقه جیش الغضب الالهی منتشر شد!
- هوشیار: مدعیان مهدویت سه دسته هستند...
- رفع خواب و رؤیا از راسخین در ایمان
- درگیری در تربت حیدریه با اتباع یمانی
- دو احمد ٬یکی پیامبر و دیگری امام
- چه کسی اموال امام زمان(عج) را تحویل می گیرد؟
- روایت احمد جوانی با ساق های زرد
- فقهای شیعه یا ابو مسلم خراسانی؟!
- نمونه ای از تقطیع روایات توسط جریان یمانی
- فرزندان امام زمان(عج) در صلوات ضراب اصفهانی
- احمدالحسن و شیخ طوسی(ره)
- سخن گفتن امامان علیهم السلام به زبان فارسی
- احمد در روایات چه کسی است؟
- درگیری در تربت حیدریه با اتباع یمانی
- معرفی احمدالحسن
- افتتاح سایت احمدالحسن
- دو احمد ٬یکی پیامبر و دیگری امام
- قانون اساسی فرقه جیش الغضب الالهی منتشر شد!
- لینک گروه چت مذهبی تلگرام مختلط
- احمد در روایات چه کسی است؟
- احمدالحسن و شیخ طوسی(ره)
- فرزندان امام زمان(عج) در صلوات ضراب اصفهانی
- روایت احمد جوانی با ساق های زرد
- حدیث پرچم هدایتگر یمانی
- فقهای شیعه یا ابو مسلم خراسانی؟!
- چه کسی اموال امام زمان(عج) را تحویل می گیرد؟
- آیا احمد الحسن یمانی است؟ و از ۳۱۳ نفر؟
- رفع خواب و رؤیا از راسخین در ایمان
- فرزندان امام زمان(عج) در صلوات ضراب اصفهانی
- سخن گفتن امامان علیهم السلام به زبان فارسی
- لینک گروه چت مذهبی تلگرام مختلط
- دو احمد ٬یکی پیامبر و دیگری امام
- روایت احمد جوانی با ساق های زرد
- چه کسی اموال امام زمان(عج) را تحویل می گیرد؟
- معرفی اجمالی احمدالحسن
- هوشیار: مدعیان مهدویت سه دسته هستند...
- علامت پیدایش دستی در آسمان
- رفع خواب و رؤیا از راسخین در ایمان
- قانون اساسی فرقه جیش الغضب الالهی منتشر شد!
- درگیری در تربت حیدریه با اتباع یمانی
- افتتاح سایت احمدالحسن
- آیا احمد الحسن یمانی است؟ و از ۳۱۳ نفر؟
- کوتاه شدن عمر مدعی دروغین
- هوشیار: مدعیان مهدویت سه دسته هستند...
- دانلود و معرفی کتاب « نبرد ۱ » مناظره با اتباع احمدالحسن
- قانون اساسی فرقه جیش الغضب الالهی منتشر شد!
- دو احمد ٬یکی پیامبر و دیگری امام
- فرزندان امام زمان(عج) در صلوات ضراب اصفهانی
- روایت احمد جوانی با ساق های زرد
- معرفی اجمالی احمدالحسن
- لینک گروه چت مذهبی تلگرام مختلط
- رفع خواب و رؤیا از راسخین در ایمان
- حدیث پرچم هدایتگر یمانی
- فقهای شیعه یا ابو مسلم خراسانی؟!
- درگیری در تربت حیدریه با اتباع یمانی
- چه کسی اموال امام زمان(عج) را تحویل می گیرد؟
- علامت پیدایش دستی در آسمان
- نمونه ای از تقطیع روایات توسط جریان یمانی
از رافعی نقل شده که گفت:
مرا پسر عمویی بود به نام حسن بن عبدالله، که مردی زاهد و از عابدترینِ مردمِ روزگارش بود. و گاهی سلطان از او دیدار می کرد و چه بسا [پیش می آمد که] با گفتاری درشت با سلطان برخورد و او را موعظه و امر به معروف می کرد. سلطان نیز به خاطر صلاحیتِ او گفتارش را تحمل می کرد و می پذیرفت.
پیوسته حالِ پسر عمویم چنین بود تا اینکه روزی حضرت موسی بن جعفر (علیهما السلام) وارد مسجد پیامبر (صلی الله علیه و آله) شد و او را دید و نزدیکش رفته و فرمود: ای اباعلی، چقدر احوالِ تو در نزدِ من خوشایند و مایه ی خوشحالی من است، جز اینکه همانا تو را "معرفت" نباشد. پس برو و معرفت بطلبد.
حسن بن عبدالله گفت: فدایت شوم، معرفتِ [منظور شما] چیست؟
امام فرمود: برو در دین تفقه نما و کسب حدیث کن.
گفت : از چه کسی؟
فرمود: از انس بن مالک و از فقهای مدینه و بعد، آن احادیث را بر من عرضه کن.
پس حسن بن عبدالله رفت و با فقهای مدینه گفتگو و مباحثه نمود و احادیث آنان را برای امام آورده و بر ایشان عرضه کرد. و امام همه ی آن احادیث را [از اعتبار] ساقط کرد [و بطلان آنها برای او تبیین نمود]. سپس فرمود: برو و معرفت را جستجو کن.
از آنجا که او به دینش توجه و اهتمام بسیار داشت، همواره منتظرِ فرصتی بود تا با امام ملاقات [خصوصی] داشته باشد. تا اینکه روزی امام به سوی زمینی که داشت [از مدینه] خارج شد و حسن نیز به دنبال ایشان رفت و در راه به امام ملحق شد و به ایشان عرض کرد: فدایت شوم، من در پیشگاهِ خداوند [به سبب این درخواست] بر شما احتجاج می کنم، پس مرا به سوی معرفت [حقیقی] راهنمایی بفرما.
آنگاه امام او را به امیرالمؤمنین علیه السلام آگاه و برایش بیان کرد که امرِ امامت بعد از رسول خدا (ص) با امیرالمؤمنین (ع) بوده و او را به امور و احوالِ عُمَر و ابوبکر نیز آگاه نمود و او نیز از امام پذیرفت.
سپس به امام عرض کرد: پس چه کسی بعد از امیرالمؤمنین (ع) امام است؟
فرمود: حسن (علیه السلام)، سپس حسین (علیه السلام) و امامان را معرفی نمود تا به خودش رسید و آنگاه سکوت کرد. حسن بن عبدالله گفت: فدایت شوم، امروز چه کسی امام است؟
امام فرمود: اگر تو را خبر دهم قبول می کنی؟
عرض کرد: بله، فدایت شوم.
فرمود: [آن امام] من هستم.
حسن بن عبدالله گفت: آیا چیزی هست که برای من دلیل باشد؟
امام فرمود: به سوی آن درخت برو – و به اُمّ غَیلان [نوعی درخت] اشاره کرد – و به او بگو موسی بن جعفر به تو می گوید پیش بیا. حسن گوید: من به سویش رفتم و دیدم که درخت زمین را می شکافت تا اینکه مقابلِ ایشان توقف کرد، سپس امام اشاره کرد و درخت به جایگاهش برگشت.
آنگاه وی به امامت موسی بن جعفر (علیهما السلام) اقرار نموده و بعد از آن سکوت اختیار کرد و کسی سخن گفتنش را ندید.
قبل از این ماجرا و تشیع اش خواب ها و رؤیا های خوب می دید و نیز دیگران در مورد او خواب های خوب می دیدند امّا بعد از این امر، خواب دیدنش قطع شد.
پس شبی در حالتی چون خواب، حضرت امام صادق علیه السلام را دید و به ایشان از قطع شدن خواب هایش شکایت کرد.
امام فرمود: غمگین نباش، زیرا که هرگاه مؤمن در ایمان، استوار و ثابت گردد، رؤیا از او برداشته شود.
بصائر الدرجات فی فضائل آل محمد (ص)، ص254
بحار الأنوار (ط - بیروت)، ج48، ص52
بصره یا فلسطین؟
علی ابو رغیف در بحث ((روایاتی که به احمد الحسن اشاره میکند)) مینویسد.
(و وارد شده که نام او در کتب نازل شده بر انبیای گذشته بیان شده است :در مکه مردی معصوم متولد میشود که نامش احمد و کنیه اش ابوالقاسم است و همچنین در قریه در عراق، یکی از آنها پیامبر و دیگری امام است(١)
پاسخ:
مطلبی که این فرد بیان کرده، از شرح اصول کافی مرحوم ملا صالح مازندرانی است (٢)که ایشان آن را از برخی افاضل نقل کرده اند، از شرح مرحوم علامه مجلسی در مرآت العقول آشکار میشود که آن فاضل، مرحوم استرآبادی بود. با رجوع به روایتی که آن مرحوم به شرح آن پرداخته اند. تحریف و خیانت مدعیان آشکار میشود. روایت کتاب شریف کافی چنین است :
((امام باقر علیه السلام فرمودند:آنگاه که پیامبر متولد شد، مردی از اهل کتاب به نزد قریش آمد و هشام بن مغیره و ولید بن مغیره و عاص بن هشام و ابووجزه بن ابی عمر بن امیه و عتبه بن ربیعه میان آنها بودند. به ایشان گفت آیا امشب فرزندی در میان شما متولد شده است؟ گفتند نه، گفت پس در فلسطین پسری متولد شده که اسمش احمد است و خالی به رنگ ابریشم سیاه دارد و هلاکت اهل کتاب یهود به دست اوست. ای گروه قریش، به خدا سوگند این مولود نصیب شما نشده است. (٣)چنانکه ملاحظه میشود، شخص اهل کتاب پس از گرفتن پاسخ منفی از گروهی از قریش ها گفته پس در فلسطین، قریه ای در عراق به این نام است، نه کشوری که امروزه این نام را دارد. مرحوم علامه مجلسی در شرح این روایت میفرمایند:((سخن او که گفته (پس در فلسطین متولد شد)در قاموس گفته شده که فلسطین منطقه ای در شام و قریه ای در عراق است.
میگویم:شاید آن مرد در کتب خوانده بود یا با علائمی برایش آشکار شده بود که امر منطبق بر مولودی در تهامه و مولودی در فلسطین است.فاضل استرآبادی گفته است در کتب نازل شده بر انبیای گذشته بیان شده که در مکه مردی معصوم متولد میشود که نامش احمد و کنیه اش ابوالقاسم است و همچنین در قریه ای در عراق یکی از آن دو نبی و دیگری امام است و در آن کتابها تاریخ شبی که یکی از آن دو متولد میشود نیز بیان شده است. تمام شد[سخن فاضل استرآبادی]میگویم اگر فلسطین اسمی برای سامرا بود این موجه بود(۴)اینکه فلسطین نام قریه ای در عراق است در کتب اصحاب لغت نیز گفته شده. از جمله فیروز آبادی مینویسد :فلسطون و فلسطین و گاهی حرف فاء مفتوح میشود. دهی در شام و قریه ای در عراق است. (۵)و زبیدی نوشته است:(و فلسطین... شهری است در عراق) (۶)همچنین یاقوت حمودی نیز مینویسد:بشاری گفته است، فلسطین همچنین قریه ای در عراق است، (٧)بنابراین آن شخص اهل کتاب احتمالا از طریق کتب انبیای گذشته خبر داشته که دو نفر با نام احمد متولد میشوند یکی در حجاز و دیگری در قریه ای به نام فلسطین، وقتی قریشی ها میلاد رسول گرامی صلی الله علیه و آله را تکذیب کردند آن شخص نتیجه گرفته است که احمدی دیگر در فلسطین متولد شده است، اما پیروان احمد اسماعیل همه این موارد را حذف کرده و قریه در عراق را به دروغ محل تولد امامشان دانسته اند، حال آنکه نص روایت فلسطین است، مضحک این است که ابو محمد الانصاری در کتاب جامع الادله نص کامل روایت را آورده و با وجود آن چنین نتیجه گرفته که مولود در عراق همان احمد اسماعیل است(٨)حال آنکه عبارت فلسطین جایی برای چنین تحریف هایی باقی نمیگذارد.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
پاورقی:
(١)الطریق الی الدعوه الیمانیه، ص٢٧
(٢)محمد صالح، مازندرانی، شرح اصول کافی، ج١٢، ص۴٢١
(٣)کافی، ج٨، ص٣٠٠_٣٠١،ح۴۵٩
(۴)مرات العقول، ج٢۶، ص٣۵۵
(۵)القاموس،المحیط،ج٢،ص٣٧٨،طریحی مجمع البحرین، ج۴، ص٢۶۶به نقل از آن،
(۶)تاج العروس، ج١٠ص٣۶٨
(٧)یاقوت حمودی، معجم البلدان، ج۴ص٢٧۵
(٨)جامع الادله، ص٢٠٠، از اموری که زن فرزند مرده را نیز به خنده وا میدارد این است که انصاری در پاورقی کتابش گفته ((نمیتوانیم روایت را بر امام مهدی حمل کنیم چون نام ایشان محمد است و احمد نیست)) این در حالی است که میتوانند فلسطین را بر بصره حمل کنند!!
ابو محمد انصاری ضمن جسارت های خویش به مقام مرجعیت شیعه مینویسد:
((از آنچه گذشت حقیقت دولت بنی العباس در آخرالزمان آشکار شد که چگونه فقهای گمراه، بسیاری از شیعیان را در ولایت دجال داخل کرده و از ولایت ال محمد بیرون می برند، اکنون برخی از روایاتی را می آورم که پرچم بنی العباس کنونی را به گمراهی توصیف کرده اند، در روایت وصفشان چنین وارد شده است، اسامی آنها کنیه و قبایلشان قریه هاست و لباس هایی چون رنگ شب تاریک بر تن دارند. آنها به بنی عباس بازگشت میکنند در روایت دیگری آمده است؛ آنها به عهد و میثاقی وفا نمیکنند، به حق دعوت میکنند و از اهل آن نیستند اسامی ایشان کنیه ها و نسبتشان به قریه هاست و موهایشان مانند موی زنان بلند است. (١)
پاسخ
این شخص نیز همانند دیگر موارد، حدیث را با تقطیع و تحریف فراوان نقل کرده تا بر مقاصد خاص خود منطبق کنند اصل این دو روایت چنان است:
(سعید ابو عثمان برای ما حدیث کرد از جابر جعفی از امام باقر علیه السلام که فرمود آنگاه که سال ١٢٩رسید و بین بنی امیه اختلاف شده و الاغ جزیره قیام کندو بر شام غلبه کند، پرچم های سیاه در سال صدوبیست [ونه] ظهور نمایند و قومی ظاهر شود که قلبهایشان مانند براده آهن سخت است و مویشان تا شانه است و مهربانی و رحمتی بر دشمنان ندارند، اسامی آنها کنیه و قبایلشان قریه هاست و لباسی به رنگ شب تاریک بر تن دارند و به آل عباسی منتهی خواهند شد و آن دولت ایشان است. پس بزرگان آن زمان را میکشند تا آنکه از دست آنها به بیابان فرار کنند؛ پس دولتشان پیوسته خواهد بود تا ستاره دنباله دار ظهور کند و آنها بینشان اختلاف بوجود آید. (٢)
(ولید و رشیدین از ابن لهیعه از ابی قبیل از ابی رومان از علی بن ابی طالب نقل کرد که فرمود :آنگاه که پرچم های سیاه را دیدید از جای خود حرکت نکنید سپس قومی ضعیف ظاهر میشوند که قلبهایشان مانند براده های آهن سخت است آنها وفادار به هیچ عهدی نیستند، به حق فرامیخوانند در حالی که از آن نیستند، اسامیشان کنیه و نسبتهایشان از شهرها گرفته شده است تا آنکه در بین خود اختلاف پیدا میکنند و خداوند اهل حق هرکسی را که بخواهد ظاهر میسازد. (٣)از تاریخ ١٢٩ه.ق و بحث پرچم های سیاه آشکار میشود که مقصود قیام ابومسلم خراسانی است در نتیجه این دو روایت هیچ ارتباطی به ادعای یاران احمد اسماعیل ندارد.
➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖➖
📚پاورقی :
(١)جامعه الادله، ص١٠٠
(٢)الفتن، ص١١٨، لازم به بیان است که منظور از الاغ جزیره ای در این روایت شخص مروان حمار است که به این وصف مشهور بوده است، این لفظ در دیگر روایات نیز درباره او بیان شده است، برای مثال رک، الملاحم والفتن ص٧٩همچنین بلاذری بیان کرده که وجه تسمیه او به این نام به دلیل تکبر وی و بی مبالاتی اش در کارها و شباهتش با قاتلی ستمگر به نام حمار ازد بوده است، رک. انساب الاشراف، ص١۵٩ج۴، در اینجا بیان این نکته نیز ضروری است که ظاهرا لفظ صحیح روایت (صدوبیست و هفت) است نه (صدوبیست و نه) و عدد هفت مانند موارد متعددی دیگر به عدد نه تصحیف شده است، زیرا چنانکه در کتب تاریخ ضمن حوادث این سال بیان شده در سال١٢٧ه. ق بود که مروان به شام حمله کرد و ابراهیم بن ولید را شکست داد.
(٣)الفتن،١٢٠
آیا امامان شیعه در کنار زبان عربی ، پارسی گو هم بودند ؟؟؟
منبع مقاله : ذی طوی
در منابع روایی شیعه موارد زیادی داریم که امامان شیعه به زبان پارسی هم سخن میگفتند . آن هم به صورت مسلط و حتی با لهجه ی مناطق مختلف ایرانمواردی را بررسی میکنیم :
مورد یکم :
عبد الله بن فرقد قال خرجنا مع أبی عبد الله ع متوجهین إلى مکة حتى إذا کنا بسرف استقبلنا غراب ینعق فی وجههفقال مت جوعا ما تعلم من شیء إلا و نحن نعلمه إلا أنا أعلم بالله منک ... أنه دخل علیه قوم من أهل خراسان فقالابتداء من غیر مسألة من جمع مالا من مهاوش أذهبه الله فی نهابر فقالوا جعلنا الله فداک ما ندرک هذا الکلام فقال الامام علیه السلام از باد آید بدم شود ...
راوی گوید با امام صادق علیه السلام بودم جمعی از اهل خراسان وارد شدند ... امام به آنان توصیه کرد . اهل خراسان گفتند : فدای شما شویم . آنچه فرمودید را فهم نکردیم . آنگاه امام صادق علیه السلام فرمود : از باد آید بدم شود . ( یعنی بادآورده را باد می برد ) و این را به زبان پارسی گفت .
سند :
مناقب آل أبی طالب ج 4 ص 218 مؤسسه انتشارات علامه قم، 1379 هجرى قمری
محمد بن حسن بن فروخ ، بصائر الدرجات، ص 336، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشى قم، 1404 هجرى قمری
مورد بعدی :
رُوِّینَا عَنْ أَبِی عَبْدِ اللَّهِ ع أَنَّهُ قَالَ قُدِّمَ لِأَبِی مَتَاعٌ مِنْ مِصْرَ فَصَنَعَ طَعَاماً وَ جَمَعَ التُّجَّارَ فَقَالُوا نَأْخُذُهُ مِنْکَ بِدَهْ دَوَازْدَهْ فَقَالَ لَهُمْ أَبِیعُکُمْ هَذَا الْمَتَاعَ بِاثْنَیْ عَشَرَ أَلْفاً وَ کَانَ شِرَاؤُهُ عَشَرَةَ آلَافٍ بِدَهْ دَوَازْدَه لَفْظٌ فَارِسِیٌّ مَعْنَاهُ الْعَشَرَةُ بِاثْنَیْ عَشَرَ وَ کَذَلِکَ دَهْ یَازْدَهْ وَ هُوَ عَشَرَةٌ بِأَحَدَ عَشَر
از امام صادق علیه السلام نقل شد که برای پدرم از مصر کالایی رسید . پس پدرم تجار را جمع کرد . پس آن تجار گفتند این را به ده دوازده می خریم ( این نشان می دهد که تجار ایرانی بودند ) و امام باقر علیه السلام به دیگر تجار فرمود : ده دوازده اصطلاح فارسی است . آنگاه فرمود : این را 12000 دینار می فروشم . چون 10000 دینار خریدم و ...
سند :
محدث نورى، مستدرک الوسائل، ج 13 ص 316 ، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1408 هجرى قمری
مورد بعدی :
... جعلت أمیر المؤمنین ولیها و تکلم حذیفة بالخطبة فقال أمیر المؤمنین ع لها ما اسمک فقالت شاه زنان بنت کسرى قال أمیر المؤمنین نه شاه زنان نیست مگر دختر محمد و هی سیدة النساء أنت شهربانویه و أختک مروارید بنت کسرى قالت آریه ...
ترجمه :
امیرالمومنین علی علیه السلام سرپرست او ( شهربانو ) شد آنگاه به او گفت نامت چیست ؟ او گفت : شاه زنان دختر کسری . امام علی گفت : نه ! شاه زنان فقط فاطمه دختر محمد است . اوست که سرور همه ی زنان است ( این عبارت را به زبان پارسی گفت ) . بلکه تو از این پس شهربانو نام داری . و از این به بعد نام خواهرت هم مروارید است . پس شهربانو گفت : آریه ( بله )
نکته : همانطور که در متن عربی مشخص است امام با شهربانو ( که در آن وقت کودک بود ) به زبان پارسی سخن گفت .
سند :
علامه حلى، العدد القویة ، ص 57 ، انتشارات کتابخانه آیت الله مرعشى قم، 1408 هجرى قمرى
مورد بعدی :
از امام صادق علیه السلام :
فَلَبِثْنَا عِنْدَهُ إِلَى الْمَسَاءِ ثُمَّ خَرَجْنَا فَقَالَ لِعَلِیٍّ رُدَّ إِلَیَّ مَسْرُوراً بِالْغَدَاةِ فَوَجَّهَهُ إِلَیْهِ فَلَمَّا أَنْ دَخَلَ قَالَ لَهُ بِالْفَارِسِیَّةِ بار خدا چون ... فَقُلْتُ لَهُ نیک یَا سَیِّدِی فَمَرَّ نَصْرٌ فَقَالَ در ببند فَأَغْلَقَ الْبَابَ ثُمَّ أَلْقَى رِدَاءَهُ عَلَیَّ یُخْفِینِی مِنْ نَصْرٍ حَتَّى سَأَلَنِی عَمَّا أَرَادَ فَلَقِیَهُ عَلِیُّ بْنُ مَهْزِیَارَ فَقَالَ لَهُ کُلُّ هَذَا خَوْفاً مِنْ نَصْرٍ فَقَالَ یَا أَبَا الْحَسَنِ یَکَادُ خَوْفِی مِنْهُ خَوْفِی مِنْ عَمْرِو بْنِ قَرْحٍ
داستان یکی از شیعیان که از دست برخی عوامل حکومتی در حال فرار بودند ...
ترجمه :
پس امام به زبان فارسی به او گفت : بار خدا چون ... ( بقیه عبارت نامفهوم ) پس گفتم : خوبم ای سرور من . پس مإمور حکومت عبور کرد . امام فرمود : در را ببند ! پس در را بستند . و امام هم مرا مخفی کرد ....
سند :
علامه مجلسى، بحار الأنوار ? مؤسسة الوفاء بیروت ، 1404 هجرى قمری ، ج 50 ص 131 این روایت در بصائر الدرجات هم هست .
مورد بعدی :
از پیامبر اکرم :
وَ قَالَ رَسُولُ اللَّهِ ص لِسَلْمَانَ یَا سَلْمَانُ إِشْکَمَتْ دَرْدْ ( أو إشْکَمِ تو دَرْدِ ) قُمْ فَصَلِّ فَإِنَّ فِی الصَّلَاةِ شِفَاءً
ترجمه :
پیامبر به سلمان فرمود : ای سلمان شکمت درد میکند ( و این را به پارسی گفت ؟ ) اکنون برخیز نماز بگذار سپس شکمت خوب می شود .
سند : محدث نورى، مستدرک الوسائل، مؤسسه آل البیت علیهم السلام قم، 1408 هجرى قمری جلد 6 ص 390
و بسیاری موارد دیگر
💠 نقد ادیان و مذاهب (#الیمانی)
🔻 کوتاه شدن عمر مدعیان مهدویت غیر از احمدالحسن
#احمدالحسن در پاسخ به این سئوال که اگر کسی غیر از تو، که نامش احمد باشد و همین ادعاها را به زبان بیاورد چه پاسخی دارید؟ می گوید: هرکسی که به دروغ ادعای وصیت مقدسه را کند براساس آیات و روایات خداوند رگ گردنش را زده و عمرش را کوتاه خواهد کرد. امام صادق ع فرمود: «إن هذا الأمر لا یدعیه غیر صاحبه إلا تبر الله عمره». کسی غیر از صاحبش ادعای این امر(امامت) را نمیکند، مگر آنکه خدا (رشته) عمرش را می برّد! [1]
🔻در نقد این ادعا، میگوییم:
🔸 اولاً؛ این روایت در خصوص امر امامت است که اگر کسی غیر از اهلش آنرا ادعا کند، خداوند به عمر او پایان می دهد و ارتباطی به ادعای یمانی گری و مهدی بودن نیز ندارد. مگر اینکه احمدالحسن خودش را امام مفروض الطاعه بداند که بحثش جداست.
🔸 ثانیاً؛ عبارت «تبّر الله عمره» اشاره به وعده عذاب الهی در این دنیا بوده و به کوتاهی عمر و ... اشاره ندارد. بلکه خداوند آن شخص کذاب را به بریدن عمرش وعده می دهد مانند وعده عذاب برای رسولانی که بخواهند در سخنان خدا انحراف ایجاد کنند. «وَلَوْ تَقَوَّلَ عَلَیْنَا بَعْضَ الْأَقَاوِیلِ لَأَخَذْنَا مِنْهُ بِالْیَمِینِ ثُمَّ لَقَطَعْنَا مِنْهُ الْوَتِینَ».[2] که آیه قرآن اشاره وعده عذاب دارد. در آیه و روایت فوق، اشاره به گرفته شدن جان و کوتاهی عمر نشده است، بلکه به عذابی اشاره می شود که بسیار سخت و درد ناک می باشد. همانطور که در آغاز سوره نازعات می فرماید: «وَالنَّازِعَاتِ غَرْقًا» سوگند به فرشتگانى که [از کافران] به سختى جان ستانند.
🔸 ثالثاً؛ در طول تاریخ بسیاری از این مدعیان دروغین امامت دیده شده است که هرکدام عمر طولانی سوال کرده اند.
به عنوان نمونه:
1_ ملا عرشی کاشانی در سال 850 ادعای مهدویت کرده و در سال 880 کشته شد. در بعضی از مجامع نوشته اند که جسد او را پس از کشته شدن سوزانیدند. یعنی 30 سال ادعای مهدویت!
2_ در سال840 هـ ق رئیس فرقه مشعشعیه (سید محمد مشعشع) که به تأسیس حکومت مشعشعین موفق شده بود به طریق مکاشفه مدعی مهدویت شد. وی در سال 870 هـ ق به هلاکت رسید. یعنی 30 سال ادعای مهدویت!
3_ میرزا احمد قادیانی که در سال 1839 میلادی ادعای مهدویت کرده و در سال 1908 با مرض طاعوت به هلاکت رسید. یعنی 57 سال ادعای مهدویت!
🔸 علاوه بر این افراد، تعداد افرادی که تا کنون ادعای امامت داشته و عمر طولانی نیز داشته اند به ترتیب ذیل است:
مدعیان قرن دوم:
1. صالح بن طریف
2. ابو العباس سفاح
3. عبد الله بن معاویه
4. ابو الحسن زید بن علی
5. ابو مسلم امین آل محمد
6. ابن مقنع
مدعیان قرن سوم:
7. محمد بن الحسن المهدی
8. ابو محمد عبد الله مهدی
9. ابومحمد شریعی
10. محمد بن نصیر نمیری
مدعی قرن چهارم:
11. حاکم بامر الله
مدعیان قرن ششم:
12. ابن تومرت
13. ابو عبد الله مغربی
مدعیان قرن هفتم:
14. عباس الریفی
15. محمد قرمانی
مدعیان قرن هشتم:
16. الرجل الجبلی
17. توزری
18. الرجل الطرابلسی
مدعیان قرن نهم:
19. سید محمد مشعشع
20. الشیخ شمس الدین محمد الفریانی بن احمد المغربی
21. شیخ عبدالقدیر بخارایی
22. میرزا بخلی
23. ملا عرشی کاشانی
مدعیان قرن دهم:
24. محمد جونپوری
25. سید محمد نوربخش خراسانی
26. سید محمد مشهدی
27. موسی کردی
28. ابو الکرم دارانی
29. شیخ علایی
30. الشیخ المغربی
31. الرجل المصری
32. محمد بن عبدالله نفس زکیه
مدعیان قرن یازدهم:
33. احمد بن عبد الله محلی
34. عبدالله عجفی
مدعیان قرن دوازدهم:
35. بنگالی هندی
مدعیان قرن سیزدهم:
38. میرزا غلام احمد قادیانی
39. محمد احمد
40. میرزا طاهر
41. شیخ مهدی قزوینی
42. سید محمد گجراتی هندی
43. سید ولی الله اصفهانی
44. میرزا حسن همدانی
45. سید موسوی
46. سید محمدهمدانی
47. میرزا مشتاق علی شیرازی
48. با یزید ترکمانی
49. یوسف خواجه
مدعیان قرن چهاردهم
53. محمد قحطانی در عربستان سعودی
54. عارفین محمد
55. ریاض احمد گوهر شاهی
56. السید محمد بن علی بن احمد الادریسی
57. سید علی شاه هندی
58احمد الحسن بصری
همه اینها مختصری از اسامی مدعیان مهدویت هستند که سال های سال به ادعای انحرافی خود دامن زده و مردم را به خود خوانده اند. شاید احمدالحسن بگوید که هیچکدام از اینها مردم را به وصیت نخوانده اند که اگر به دروغ می خواند به این بلا دچار می شدند.
🔸 در پاسخ باید گفت که روایت امام صادق علیه السلام اشاره ای به وصیت و شرط دیگری نشده است و تنها مدعی امر امامت را مورد عتاب قرار می دهد. بنا بر گواهی تاریخ، بسیاری از این افراد ادعای امامت نموده و عمر طولانی هم داشته اند.
🌐 شبهه نت
نقد ادیان و مذاهب (#الیمانی )
ادعای دیده نشدن سلاح رسول خدا(ص) برای مردم، توسط #احمدالحسن
انصار احمد الحسن بصری (مدعی الیمانی) به جهت آنکه از دست شیعیان فرار کنند تحدی مضحکی را کرده اند که اگر راست می گویید روایتی بیاورید که ائمه اطهار علیهم السلام سلاح را نشان عوام مردم میدادند.
در پاسخ به این ادعا و نقد آن، روایتی را از امام صادق علیه السلام نقل می کنیم:
عنْ سُلَیْمَانَ بْنِ هَارُونَ قَالَ قُلْتُ لِأَبِی عَبْدِ اللَّهِ(ع)إِنَّ الْعِجْلِیَّةَ یَزْعُمُونَ أَنَّ عَبْدَ اللَّهِ بْنَ الْحَسَنِ یَدَّعِی أَنَّ سَیْفَ رَسُولِ اللَّهِ(ص)عِنْدَهُ قَالَ وَ اللَّهِ لَقَدْ کَذَبَ فَوَ اللَّهِ مَا هُوَ عِنْدَهُ وَ مَا رَآهُ بِوَاحِدَةٍ مِنْ عَیْنَیْهِ قَطُّ وَ لَا رَآهُ عِنْدَ أَبِیهِ إِلَّا أَنْ یَکُونَ رَآهُ عِنْدَ عَلِیِّ بْنِ الْحُسَیْنِ ... سلیمان بن هارون گوید: به حضرت صادق علیه السلام عرض کردم: عجلی ها معتقدند که عبدالله بن حسن مدعی است #شمشیر رسول خدا صلوات الله علیه و آله نزد اوست ...
حضرت فرمودند: به خدا دروغ می گوید، نزد او نیست، هرگز با یک چشم خود هم آنرا ندیده است و حتی پدرش هم ندیده است، مگر آنکه نزد علی بن حسین علیه السلام دیده باشد ... [بصائر الدرجات جلد ۱ صفحه ۳۶۸_انتشارات بقیه الله عج]
در روایت بالا چیزی که مشخص است آنست که افرادی حتی مدعیان نیز #سلاح رسول الله ص را دیده اند، حتی اگر تعداد آن افراد کم باشد .
🔸 ثانیا چیزی که از این روایت دریافت میشود سلاح چیزی غیر از علم است که دیده می شود.
...................................
🌐شبهه نت
حدیث اهدی الرایات
هدایت گر ترین پرچم ،پرچم یمانی
قال الباقر (علیه السلام):
خروج السفیانی والیمانی والخراسانی فی سنة واحدة، فی شهر واحد، فی یوم واحد، نظام کنظام الخرز یتبع بعضه بعضا فیکون البأس من کل وجه، ویل لمن ناواهم،
ولیس فی الرایات رایة أهدى من رایة الیمانی، هی رایة هدى، لأنه یدعو إلى صاحبکم، فإذا خرج الیمانی حرم بیع السلاح على الناس وکل مسلم، وإذا خرج الیمانی فانهض إلیه فإن رایته رایة هدى، ولا یحل لمسلم
أن یلتوی علیه، فمن فعل ذلک فهو من أهل النار، لأنه یدعو إلى الحق وإلى طریق مستقیم.
کتاب الغیبة ، ص264 ، ح13
بررسی
نکته اول
اهمیت رتبی خروج یمانی
در میان علائم اصلی ظهور که در کتاب غیبت نعمانی (مدرک اصلی حدیث اهدی الرایات یمانی در آن است) نقل شده است:
از ٦٨ حدیث
٣١ حدیث (بیشترین حدیث) اختصاص
دارد به صیحه آسمانی (که طرح آن اصلا خوشایند اتباع نیست)
و فقط پنج
حدیث(کمترین تعداد) در مورد یمانی است
ح ٩-١١-١٢-١٣-٤٢
در چهار حدیث آن
جمعا شش(٦) کلمه در موضوع یمانی صحبت شده است!!
وازانهافقط یک حدیث در مورد پرچم یمانی است و همانطور که عرض شد آنهم بسیار ضعیف است!!!
این حدیث مدرک ادعای عصمت و وجوب اطاعت از احمد همبوشی است!
نکته دوم
ناقل این حدیث به اعتراف احمد اسماعیل بصری از دشمنان امام رضا علیه السلام و واقفی بوده
حسن بن علی بن حمزه بطائنی
متشابهات ج١٨٩خ٥ببعد
آیا با یک حدیث ضعیف امام جدید وعصمت او اثبات میشود؟؟
راوی حدیث پرچم یمانی ودیگران
حسن بن علی بن ابی حمزه
او یکی از هفت امامی هاست.رجال نجاشی ج١ص١٣٣
او هفت امامی و پدرش هم هفت امامی است. و ضعیف است .
خلاصة الاقوال فی معرفة الرجال ص٣٣٤
کذاب ،ملعون که احادیث زیادی از او نقل شده است .که حتی یک حدیث هم از او نباید نقل کرد(نظر علی بن الحسن فضال )اختیارمعرفة الرجال ص٥٥٢
نکته سوم
در بسیاری از موارد که علائم اصلی ظهور نقل شده است در علائم اسمی از یمانی بعنوان علامت ظهور وجود ندارد.
مانند:
غیبت نعمانی باب چهارده احادیث:
١٥-١٦-١٨-٢١-٢٦-٢٩-
نکته چهارم
دستور با این شدت هم حتی از طرف پیامبر صلی الله علیه واله
برای اسامه عصمت نیاورد
پیامبر صلی الله علیه واله در مورد پیوستن به سپاه اسامه فرمودند:
لعن الله من تخلف عن جیش الاسامة
خدا لعنت کند کسی که از سپاه اسامة سرپیچی کند.احتجاج طبرسی ١/٢٩٩
اثباة الهدی ٣٣٧١
نکته پنجم
هر مخالفتی از افراد ذی حق دلیل عصمت صاحب حق نیست.
اهانت به مومن ولی خدا حکم جنگ با خدا را دارد
سرپیچی فرزند از والدین
وهمسر از همسر خود
جهنم را در پی دارد
ایا همه اینها معصوم هستند
هر چند وعده تخلف ازآنها غضب الهی و جهنم باشد؟؟
پس دستور عدم مقابله با یمانی دلیل عصمت او نیست.
کافی - بحار- المومن احادیث فراوان دیگر
نکته ششم
یمانی تنها پرچم هدایت نیست
روایات بسیاری داریم که پرچم خراسانی و فرزندی از نوادگان جعفر بن ابیطالب
(غیبت نعمانی ص ٤٤٠،٣٩٩)و
و پرچم هایی از ترک (رایات الترک)
که حضرت را یاری میکنند(غیبت نعمانی ص٤٤٢ح٥٥)
نکته هفتم
ً
یمانی امام است؟؟
اعتقاد به این مهمی صدها روایت میخواهداما:
شما فقط و فقط یک روایت بیاورید که
یمانی امام است!
نکته هشتم
از چه منیع حدیث ادعا دارید یمانی وزیر امام است؟
مبنای استنادشما که ادعای ثقلین دارید کجاست؟
برداشت علمایی؟؟
یا روایت؟؟
نکته نهم
علت پیروی از یمانی دعوت بسوی حضرت است
یدعوا الی صاحبکم
همه میدانیم سرتاسر گروه های همبوشی دعوت به نفس احمد گاطع استً
نه امام زمان علیه السلام
نتیجه:
١- این اقا یمانی نیست(چون بخوددعوت میکند)حتی رساله ایی برای تقلید از خود بیرون داده است(شرایع الاسلام)
٢- بسوی او رفتن معنا ندارد
(لام ، لام علت است تعلیلیه
به این علت بسوی او بروید که به حضرت دعوت میکند
نکته دهم
وحضرت باقر علیه السلام فرمودند
با اینکه خراسانی برحق است
وعلیه سفیانی میجنگد
وپرچم او پرچم هدایت است،و کشته های انها شهید هستند
اما من اگر باش
إِنِّی لَوْ أَدْرَکْتُ ذَلِکَ لَاسْتَبْقَیْتُ نَفْسِی لِصَاحِبِ هَذَا الْأَمْرِ.
جان خود را برای یاری امام عصر علیه السلام حفظ خواهم کرد.
غیبت نعمانی ٢٧٣
وص٤٤٠ترجمه حدیث ٥٠
نکته یازدهم
سوء استفاده از کلمه یمانی وبلائی که برسر علائم ظهور میابد
اگر جمله به این روشنی از اهل بیت علیهم السلام که میفرمایند
السفیانی من الشام
والیمانی من الیمن
کشف الغمه
کمال الدین
اثباة الهدی
و...
که سفیانی از شام ویمانی از یمن خروج میکنند را توجیه کنیم وبگوییم
یمانی از بصره میاید،
بنظر شما :
چه بلائی بر سر احادیث علائم ظهور که باید علامت باشند جهت شناسایی خواهد آمد؟
ایا این علائم باعث سردرگمی نمیشود
ادامه نکته یازدهم
صنعا ٬ خراسان٬ شام٫کوفه مکه ٬الترک٬الروم٬فرات
و....
غیبت نعمانی ص٢٧٧
سلیم بن قیس ج٢ص٧٤٤
کمال الدین صدوق ١/٤٤٧
غیبت شیخ طوسی ص٤٥٠
اصول کافی ١/٣٣٦
عیون اخبارالرضا علیه السلام٢/١٥٧
ارشاد ج٢ص٣٦٨
غیبت طوسی ص٤٥١
مدارک استفاده شده
اهدی الرایات شیخ علی ال محسن
غیبت نعمانی
کافی
احتجاج طبرسی
کمال الدین صدوق
اثباة الهدی شیخ حر
بحار
المومن
غیبت شیخ طوسی
متشابهات احمدهمبوشی
دراسة فی شخصیة الیمانی
رایة الیمانی الموعود
و...
بسم الله الرحمن الرحیم
اللهم صل علی محمد و آل محمد و عجل فرجهم
این سایت امروز افتتاح شد تا از این پس به انتشار مطالب منتقدان جریان یمانی موعود احمدالحسن بپردازد و به روشنگری حقایق پیرامون این فرقه برای محققین کمک کند
مطالب این سایت کپی شده از شبکه های اجتماعی میباشد که در این مورد مطلب منتشرمی کنند.
None در تاریخ در پاسخ به این نظر گفته :
None در تاریخ در پاسخ به این نظر گفته :
حسین کریمی در تاریخ ۲۴ فروردين ۹۸، ۱۳:۲۴ در پاسخ به این نظر گفته : سلام علیکم؛ لفظ را نویسنده مطلب بکار برده و ما فقط نشر کردیم ضمن آنکه شما تحقیق کنید تا متوجه شوید بکاربردن آن صحیح است یا خیر
حسین کریمی در تاریخ ۱۵ تیر ۹۷، ۰۲:۵۹ در پاسخ به این نظر گفته : ممنون از نظر شما